هدف: توسعهی ناپایدار شهرها منجر به ایجاد بافتهای فاقد هویت شده است. در معماری سنتی ایران، سردرِ ورودی منازل علاوه بر نقش کاربردی در کنترل دسترسی، همواره عنصری هویتی برای معرفی بنا بوده است. شواهد میدانی نشان میدهد بسیاری از سردرهای دورهی پهلوی در بافت قدیم زابل در حال تخریب یا تغییرات اساسی هستند. پژوهش حاضر ضمن مستندسازی به گونهشناسی این عناصر، در جهت بازیابی اصول طراحی بومی و احیای هویت معماری گام برمیدارد. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی– تحلیلی انجام شده است. جامعهی آماری پژوهش شامل کلیهی سردرهای مسکونی در بافت قدیم شهر زابل بوده که با بهرهگیری از روش تمامشماری، تعداد ۶۱ نمونه مورد شناسایی و ثبت قرار گرفت. فرآیند گردآوری دادهها مبتنی بر پیمایشهای میدانی، مستندسازی تصویری و تکمیل فرمهای چکلیست جهت استخراج شاخصهای کمی و کیفی بوده است. در نهایت، تحلیل دادههای کمی از طریق آمار توصیفی به صورت فراوانی، درصد وتحلیل دادههای کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوا، مقایسهی تطبیقی و گونهشناسی فرمی انجام پذیرفت. یافته ها: معیارهای گونهبندی پژوهش بر پایهی شش شاخص کالبدی-کارکردی شاملِبرجستگی کالبدی سردر، فرم بالای آستانه در، عرض سردر، ستون طرفین سردر، سطح رخبام نسبت به دیوار و ناودانی طرفین سردر تدوین گردید. از تلفیق این شاخصها، در مجموع ۱۷ گونهی متمایز در سردرهای دورهی پهلوی شهر زابل شناسایی شد؛ این گونهها در واقع تبیینکنندهی الگوی نهایی معماریِ سردرهای ورودی این دوره در شهر زابل هستند. نتیجه گیری: یافتههای این تحقیق، الگوی پخ ۴۵ درجه را به عنوان هستهی بنیادینِ هویت معماری در سردرهای زابل تبیین نموده و بر این امر تأکید میورزد که بازخوانی و بهکارگیری این اصول، میتواند نقشی کلیدی در تدوین ضوابط طراحی معاصر و بازآفرینی هویت شهری ایفا نماید.