بخش ساختمان با مسئولیت تقریباً ۳۰ درصد از انتشار گازهای گلخانهای و ۴۰ درصد از مصرف انرژی در جهان، نقشی محوری در بحرانهای زیستمحیطی ایفا میکند. مسکن بومی به عنوان الگویی ارزشمند از سازگاری با اقلیم محلی شناخته میشود. با وجود رشد تصاعدی پژوهشها در این حوزه، تاکنون سنتز جامعی از ادبیات موجود ارائه نشده است. هدف این پژوهش، بررسی نظاممند و تحلیل وضعیت پژوهشهای سازگاری اقلیم در مسکن بومی با استفاده از روش قیف پارادایم است. این پژوهش با بهرهگیری از روش مرور نظاممند ادبیات و رویکرد قیف پارادایم انجام شده است. جستجوی سیستماتیک در پایگاه داده اسکوپوس با استفاده از کلیدواژههای مرتبط با مسکن بومی و سازگاری اقلیمی در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا آوریل ۲۰۲۶ انجام شد. پس از پالایش و غربالگری، ۴۵ مقاله پراستناد برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. مقالات بر اساس پنج سطح قیف پارادایم طبقهبندی و تحلیل شدند. توزیع مقالات در سطوح پنجگانه قیف پارادایم نامتوازن است. سطح دوم (روشهای تحلیلی) با ۴۶٫۶ درصد بیشترین سهم را دارد. سطح اول (مشاهدات تجربی) با ۲۴٫۶ درصد و سطح سوم (نظریههای خاص) با ۱۳٫۳ درصد در رتبههای بعدی قرار دارند. سطوح چهارم (فرضیات پایه) و پنجم (مرور) به ترتیب با ۱۱٫۱ و ۴٫۴ درصد کمترین سهم را به خود اختصاص دادهاند. از نظر جغرافیایی، چین با ۳۲ درصد مقالات، قطب اصلی پژوهشهای این حوزه محسوب میشود.غلبه پژوهشها در سطوح تجربی و تحلیلی نشاندهنده تمایل غالب محققان به این رویکردهاست. سهم اندک سطوح فرضیات پایه و مرور، بیانگر خلأ پژوهشی قابل توجه در مطالعات بنیادین، هستیشناختی و مقالات مروری نظاممند است. انجام پژوهشهای بنیادین در سطوح چهارم و پنجم قیف، توسعه مطالعات میانرشتهای و پوشش خلأهای جغرافیایی به عنوان مهمترین اولویتهای پژوهشی آینده پیشنهاد میشود.