هدف:بازار مسکن یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد کلان است که علاوه بر تأثیر بر رشد اقتصادی، سرمایهگذاری، اشتغال و رفاه خانوارها، نقش مهمی در انتقال آثار سیاستهای پولی و مالی دارد. از سوی دیگر، در شرایط تورمی، امکان بروز پدیده توهم پولی در تصمیمگیری عاملان اقتصادی وجود دارد؛ بهگونهای که افراد به جای توجه به ارزشهای واقعی، بر مقادیر اسمی متغیرها تکیه میکنند. این مسئله میتواند موجب انحراف در قیمتگذاری داراییها، از جمله مسکن، و کاهش کارایی سیاستهای اقتصادی شود. از اینرو، هدف اصلی این پژوهش بررسی وجود توهم پولی در بازار مسکن ایران و ارزیابی اثر متغیرهای کلان اقتصادی بر قیمت مسکن با استفاده از رهیافت دستگاه معادلات بهظاهر نامرتبط است. روش: پژوهش حاضر با استفاده از دادههای سالانه اقتصاد ایران طی دوره ۱۳۵۰ تا ۱۴۰۰ انجام شده است. برای مدلسازی همزمان روابط میان قیمت مسکن و تورم، از سیستم معادلات بهظاهر نامرتبط (SURE) استفاده شده است. در این چارچوب، معادله قیمت مسکن و معادله تورم بهصورت همزمان برآورد شدند تا علاوه بر لحاظ کردن همبستگی بین جملات اخلال، امکان بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای اقتصادی فراهم شود. متغیرهای اصلی پژوهش شامل شاخص قیمت مسکن، تورم، نرخ ارز، کسری بودجه دولت و سرمایهگذاری بخش خصوصی در مسکن هستند. یافتهها: نتایج برآورد نشان میدهد وقفه اول تورم در معادله قیمت مسکن از نظر آماری مثبت و معنادار است؛ بنابراین، وجود توهم پولی درجه اول در بازار مسکن ایران تأیید میشود. همچنین، نتایج معادله تورم بیانگر آن است که نرخ رشد ارز و کسری بودجه دولت از عوامل اثرگذار بر تورم بوده و از این طریق بر قیمت مسکن نیز اثر غیرمستقیم دارند. در مقابل، شاخص سرمایهگذاری بخش خصوصی در مسکن در معادله قیمت مسکن از نظر آماری معنادار نیست. علاوه بر این، نتایج آزمون بروش–پاگان، مناسب بودن استفاده از روشSUREو وجود وابستگی ساختاری میان معادلات را تأیید میکند. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد بخشی از نوسانات قیمت مسکن در ایران ناشی از رفتارهای مبتنی بر توهم پولی و توجه عاملان اقتصادی به مقادیر اسمی است. ازاینرو، کنترل پایدار تورم، کاهش نوسانات نرخ ارز، اعمال انضباط مالی و افزایش شفافیت اطلاعات اقتصادی میتواند نقش مهمی در کاهش خطاهای ادراکی، بهبود فرآیند قیمتگذاری در بازار مسکن و افزایش اثربخشی سیاستهای اقتصادی داشته باشد.