دانشکده فنی مهندسی و علوم پایه؛ دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان؛ زنجان؛ ایران. ، 3130037977@iau.ir
چکیده: (14 مشاهده)
هدف: کپر، از جمله گونههای سکونتی بومی متداول جنوب استان کرمان است؛ که در توسعه رویکردهای ساختوساز پایدار در بین محققان و متخصصان صنعت ساختوساز حائز اهمیت است. بر این اساس، هدف از این مطالعه بهینهسازی عملکرد انرژی و سازه بر مبنای مشخصات کلی کپر با پلان دایره با استفاده از رویکرد طراحی محاسباتی عملکردی و روش شبیهسازی و بهینهسازی در روستاهای منطقه قلعهگنج کرمان است. روش پژوهش: روش تحقیق این پژوهش با رویکرد کمی، شامل مدلسازی پارامتریک، شبیهسازی عملکرد انرژی و سازه و بهینهسازی است. ابتدا مشخصات کلی تأثیرگذار کپر بر عملکرد انرژی و سازه شناسایی شده و وارد فرآیند مدلسازی جهت شبیهسازی عملکرد انرژی و سازه شدهاست. سپس بر مبنای کپرهای متداول منطقه قلعهگنج، یک فرآیند بهینهسازی براساس الگوریتم ژنتیک با مرتبسازی نامغلوب 2 (NSGA-II) تنظیم و اجرا شده است. یافتهها: براساس یافتهها، مدل طراحی مولد، توانستهاست میانگین حداکثر جابهجایی سازه را، 47/76 درصد و نیاز سرمایشی و نیاز گرمایشی را به ترتیب 42/48 و 02/28 درصد کاهش دهد. نتایج نشان میدهد که برای کپر با شعاع 5/2 متر به منظور بهترین عملکرد پایدار سازه و انرژی، تعداد المانهای عمودی بین 47 تا 50 و افقی 13 یا 16 عدد، ارتفاع پایه قوس 85/0 متر و ارتفاع نوک تیزه قوس بین 75/3 تا 85/3 متر، مطلوب ارزیابی میشوند. نتیجهگیری: نتیجهگیری میشود که مشخصات کلی کپر، تأثیر قابلتوجهی بر عملکرد انرژی و سازه آن و به تبع آن بر پایداری زیستمحیطی منطقه دارد. بر این اساس، لزوم برنامهریزی منطقهای در این حوزه، در منطقه قلعهگنج کرمان احساس میشود.هدف: کپر، از جمله گونههای سکونتی بومی متداول جنوب استان کرمان است؛ که در توسعه رویکردهای ساختوساز پایدار در بین محققان و متخصصان صنعت ساختوساز حائز اهمیت است. بر این اساس، هدف از این مطالعه بهینهسازی عملکرد انرژی و سازه بر مبنای مشخصات کلی کپر با پلان دایره با استفاده از رویکرد طراحی محاسباتی عملکردی و روش شبیهسازی و بهینهسازی در روستاهای منطقه قلعهگنج کرمان است. روش پژوهش: روش تحقیق این پژوهش با رویکرد کمی، شامل مدلسازی پارامتریک، شبیهسازی عملکرد انرژی و سازه و بهینهسازی است. ابتدا مشخصات کلی تأثیرگذار کپر بر عملکرد انرژی و سازه شناسایی شده و وارد فرآیند مدلسازی جهت شبیهسازی عملکرد انرژی و سازه شدهاست. سپس بر مبنای کپرهای متداول منطقه قلعهگنج، یک فرآیند بهینهسازی براساس الگوریتم ژنتیک با مرتبسازی نامغلوب 2 (NSGA-II) تنظیم و اجرا شده است. یافتهها: براساس یافتهها، مدل طراحی مولد، توانستهاست میانگین حداکثر جابهجایی سازه را، 47/76 درصد و نیاز سرمایشی و نیاز گرمایشی را به ترتیب 42/48 و 02/28 درصد کاهش دهد. نتایج نشان میدهد که برای کپر با شعاع 5/2 متر به منظور بهترین عملکرد پایدار سازه و انرژی، تعداد المانهای عمودی بین 47 تا 50 و افقی 13 یا 16 عدد، ارتفاع پایه قوس 85/0 متر و ارتفاع نوک تیزه قوس بین 75/3 تا 85/3 متر، مطلوب ارزیابی میشوند. نتیجهگیری: نتیجهگیری میشود که مشخصات کلی کپر، تأثیر قابلتوجهی بر عملکرد انرژی و سازه آن و به تبع آن بر پایداری زیستمحیطی منطقه دارد. بر این اساس، لزوم برنامهریزی منطقهای در این حوزه، در منطقه قلعهگنج کرمان احساس میشود.