گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران. ، r_ghasami@yahoo.com
چکیده: (439 مشاهده)
هدف: پژوهش شناخت وضعیت مسکن در حکومت پهلوی بهخصوص دهه 1350 و همچنین ردیابی فرایند تاریخی شکلگیری این شبکههای طرد در حوزه مسکن در شهر تهران و فهم نحوه ترجمه، تثبیت و بازتولید آنها در دوران پهلوی است. روش پژوهش: نظریه کنشگر-شبکه هم بهعنوان چهارچوب مفهومی و هم بهعنوان روش در این پژوهش استفاده شده است. با استفاده از این نظریه به ردیابی ساخت شبکه/جعبه سیاه طرد مسکن نه بهعنوان یک شکست سیاستی یا پیامد جمعیتی، بلکه بهعنوان یک «جعبه سیاه» اجتماعی-فنی که ازطریق همسویی و انتقال کنشگران ناهمگن تولید میشود، مفهومسازی میکند. یافتهها: در فرایند ردیابی مسیر ساخت شبکه/جعبه سیاه طرد مسکن در دوران پهلوی به دو شبکه متفاوت رسیدیم: شبکه «شهر سکون (1340-1300)» و «شهر آشوب (1357-1340)» است.شبکه «شهر سکون» شامل کنشگر-شبکههای اصلی: «نوسازی و مهاجرت» است. حاصل عملکرد این شبکه توسعه و دگرگونی شهر از حالت سنتی به مدرن اما بدون ضابطه و برنامه خاصی بهخصوص در حوزه مسکن و مهاجرتهای تدریجی به شهر است.حاصل شبکه شهر آشوب وضعیت وخیم مسکن در دهه 1350 است. در شبکه شهر آشوب 7 کنشگر-شبکه اصلی دارد:شبکه شهر سکون، اصلاحات ارضی، مهاجرت روستائیان، برنامههای عمرانی، کاهش مرگومیر، طرح جامع، بیماری هلندی. هرکدام از این کنشگرها برای عمل واسطههای متعددی دارند، واسطههایی که عاملیت دارند و اثرگذارند. بهطور مثال طبیعت تهران در طرح جامع اثرگذار است، الگوی صنعتی شدن و اتکا به اقتصاد نفتی واسطههای کنشگر-شبکه مهاجرت روستائیان است. نتیجهگیری:آنچه در سالهای منتهی به انقلاب 57 مشهود است، تورم حاصل از درآمدهای افسارگسیخته نفتی (بیماری هلندی)، افزایش بیکاری و هزینههای سرسامآور مربوط به نیازهای اولیه زندگی بهخصوص زمین و مسکن است. یکی از معدود شعارهای اقتصادی که مردم در انقلاب سرمیدادند، شعار نان/مسکن/آزادی است. شبکه طرد مسکن در دهه 1350 به جعبه سیاه تبدیل شده، بهطوریکه دولت با تصویب تعدد قوانین مربوط به این حوزه (بیش از 10 مورد) هم نمیتواند این شبکه را بگسلد و از طرد مسکن جلوگیری کند. این موضوع میتواند اهمیت اثر مسئله مسکن در رخداد انقلاب را نشان دهد.