دانشگاه آزاد اسلامی تهران شمال ، h.r.sabaghi@iau-tnb.ac.ir
چکیده: (114 مشاهده)
هدف:بازآفرینی شهری در بافتهای حاشیهنشین با چالشهای متعددی از جمله تنوع و تعارض منافع ذینفعان مواجه است. در شهر چابهار، با وجود جمعیت بالای حاشیهنشین و نیاز مبرم به نوسازی، فقدان چارچوبی یکپارچه برای مدیریت تعارضات و استفاده از ظرفیتهای دادهمحور، مانع اصلی تحقق توسعه پایدار است. مسئله اصلی پژوهش آن است که چگونه میتوان با گذار از حکمروایی همکارانه به حکمروایی دادهمحور، تعارضات میان ذینفعان را مدیریت کرد. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. دادهها از طریق روشهای اسنادی و پرسشنامه محققساخته گردآوری شدند و جامعه آماری شامل ۴۵ نفر از خبرگان حوزه مدیریت شهری بود. برای تحلیل دادهها و اولویتبندی سه گروه ذینفع (حاکمیتی، اقتصادی و اجتماعی) بر اساس ۹ شاخص حکمروایی، از تکنیک تصمیمگیری چندمعیاره کوکوسو استفاده شد. یافتهها:یافتهها نشان داد که ذینفعان اقتصادی–سرمایهای با وجود بالاترین میزان تعارض منافع، به دلیل ظرفیت نهادی و اقتصادی بالا در رتبه اول قرار گرفتند. ذینفعان حاکمیتی و اجتماعی به ترتیب در رتبههای دوم و سوم ایستادند که بیانگر ضعف در شفافیت داده و ظرفیت نهادی است. نتایج تأکید دارد که گذار به حکمروایی دادهمحور برای شفافیت و توانمندسازی گروههای اجتماعی ضروری به نظر میرسد. نتیجهگیری:گذار به حکمروایی دادهمحور، راهکاری اساسی برای شفافیت، کاهش تعارضات و توزیع عادلانه قدرت در بافتهای حاشیهنشین است و بدون بهرهگیری از دادهها و تقویت نهادهای محلی، مشارکت شهروندان در پروژههای بازآفرینی ناقص خواهد ماند و تعارضات نهادی حل نخواهد شد.سیاستگذاران و مدیران شهری باید توجه داشته باشند که موفقیت در بازآفرینی مناطق حاشیه در گرو درک دقیق روابط قدرت و استفاده از شاخصهای علمی برای اولویتبندی ذینفعان است.