احمد علیزاده، نصرالله مولایی هشتجین، محمدباسط قریشی، تیمور آمار،
دوره ۴۱، شماره ۱۸۰ - ( ۱۰-۱۴۰۱ )
چکیده
مدیریت روستایی مجموعهای از دانش، اطلاعات، فنون و مهارتهایی است که با هنر مدیریت، عمل برنامهریزی را بهمنظور دستیابی به توسعه روستایی را سامان میدهد. بررسی این سابقه از یکسو حاوی نکات قابلتوجه در روشهای اداره روستاها است و از سوی دیگر متأثر از تجربیات گذشته است که چالشهای گوناگون را بهویژه برای استفاده در آینده روشن میسازد. مدیریت روستایی از ارکان اصلی و جدانشدنی توسعه روستایی است؛ زیرا در نبود مدیریت سازماندهیشده در نواحی روستایی، برنامههای توسعه نیز با مشکلات بیشماری مواجه خواهد شد. مدیریت روستایی در ایران ، باتوجهبه تغییر شرایط و مقتضیات زمانی و ساختارهای قبلی سنتی اعمال مدیریت در مناطق روستایی نتوانسته است مشکلات را حل کند و از طرفی، ساختار مدیریت جدید روستایی بهویژه از دهه ۱۹۷۰ به بعد که مبتنی بر مشارکت مردم در امور و برنامهریزی از پایین به بالا است، به دلایل متعدد ازجمله بومی نشدن و مداخله گسترده دولت بهطور کامل نهادینه نشده تا بتواند مشکلات روستاهای امروزی را برطرف سازد. در حال حاضر مدیریت روستایی در ایران با مسائل و مشکلاتی مواجه است که نیازمند توجه از سوی مسئولین و سیاستگذاران است. این چالشها را میتوان در مواردی مانند عدم تبیین مبانی تئوریک، فقدان مدیریت واحد روستایی، نبود منابع مالی پایدار،کمرنگ بودن مشارکت مردم محلی، وضعیت آموزش نیروی انسانی، دسترسی به تجهیزات، ابزارها و تأسیسات جستجو نمود. بر این اساس در مقاله حاضر ضمن ارائه شمای کلی از تحولات ساختار مدیریت روستایی، به بررسی آسیبشناسی سیستم مدیریت روستایی در روستاهای اردبیل پرداخته شده است. روش تحقیق پژوهش توصیفی - تحلیلی است و در جمعآوری اطلاعات از منابع کتابخانهای، اسنادی و پایگاههای اطلاعرسانی استفاده شده است. نتایج بهدستآمده نشان میدهد مدیریت جدید روستایی باتوجهبه نو پا بودن نیازمند مدیران کارآمدی است که بتوانند با تکیه بر اراده مردم و حفظ ساختار اجتماعی و ارتباط رسمی و منطقی با دولت، ضامن برقراری ارتباط پایدار، دو سویه مردم و حکومت بوده و بخشی از وظیفه مدیریت و تحول در جامعه را بر عهده داشته باشند.