مسکن روستایی در گذشته بازتابی از هویت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و اقلیمی بوده و نقش مهمی در شکلدهی به سبک زندگی روستایی داشته است. با این حال، تحولات اخیر در معماری روستایی منجر به تغییراتی شده که در بسیاری از موارد، هماهنگی لازم با شرایط اقلیمی، زیستی و نیازهای بومی را ندارند. در این میان، معماری سنتی مسکن روستایی دارای شاخصهای ارزشمندی است که میتوان با شناسایی و تحلیل آنها، در طراحی مسکن جدید به کار گرفت. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل عوامل کالبدی-عملکردی مؤثر بر شکلگیری مسکن روستایی، به شناسایی ویژگیهای معماری سنتی و ارائه راهکارهایی برای بهرهگیری از این اصول در طراحی مسکن روستایی معاصر میپردازد. تحولات اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی معاصر تأثیرات عمیقی بر ساختار و سازمان فضایی روستاها داشته است. در این پژوهش، با تأکید بر نیازهای امروزی، ابعاد مختلف معماری روستایی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی تحقیق، شناخت عوامل کالبدی-عملکردی شکلدهنده مسکن روستایی و تحلیل نقش اقلیم و فرهنگ در سازمان فضایی روستاها است. این مطالعه، با روش کیفی-تحلیلی و بهرهگیری از مطالعات میدانی و اسنادی، مداخلات معمارانه در بافت روستایی را مورد واکاوی قرار میدهد. نتایج نشان میدهد که طراحی مسکن و فضاهای عمومی روستایی، نیازمند رویکردی یکپارچه است که ضمن حفظ ارزشهای بومی، به الزامات معاصر نیز پاسخ دهد. در نهایت، راهکارهایی برای بهبود کیفیت زندگی در روستاها و هماهنگی بیشتر میان نیازهای عملکردی و هویت فضایی ارائه شده است.